پاسخ به برخی شبهات در رابطه با جایگزینی فلسفه و علوم بشری به جای دین

چندی است که عده ای دانسته و نادانسته برخی شبهات را پیرامون دین و فلسفه و همچنین ریشه انسانی داشتن هردوُُُدر جوامع علمی را می پراکنند که استاد سبحانی به ریشه آن اشاره می کندبه عنوان مثال از شبهاتی که شبستری در .........
ادامه نوشته

فلسفه یا حرف زدن در باره فلسفه

دكتر بيژن عبدالکريمي1- موضوع پرسش، تفکيک ميان فلسفه هاي دانشگاهي و فلسفه هاي غير دانشگاهي و بحث پيرامون اين تمايز گذاري است. با درکي که بنده از معرفت بشري و نسبت مفاهيم با واقعيت دارم، به طور خلاصه بايد اشاره کنم که «مفاهيم»، بسيار لغزنده، سر و درهم تنيده و داراي خصلتي استعاره اي هستند. بنابراين پاسخ هاي قاطع «آري» يا «نه»، به بسياري از پرسش ها با واقعيت و حقيقت امور نسبت اصيلي برقرار نمي کند. نکته ديگر اينکه پرسش مذکور، مبتني بر اين پيش فرض است که در ديار ما، در دوران کنوني، فلسفه حضور دارد. سپس بر اساس اين پيش فرض، اين پرسش شکل گرفته است که آيا در کشور ما، ايران، تفکر فلسفي در محيط دانشگاه ها زنده تر است يا در فضاي بيرون از دانشگاه ها.

اما اگر اين..........

ادامه نوشته

گزارش همایش غزالی


موسسه پژوهشي حکمت و فلسفه ايران به مناسبت نهصد و پنجاهمين سالگرد تولد امام محمد غزالي همايش دوروزه يي با حضور استادان برجسته فلسفه و علاقه مندان به آن برگزار کرد.

در اين همايش استاداني نظير مصطفي محقق داماد، ضياء موحد، قاسم کاکايي، رضا داوري اردکاني، غلامحسين ابراهيمي ديناني، عبدالکريم سروش، مصطفي ملکيان، اصغر دادبه، شهرام پازوکي و غلامرضا اعواني حضور داشتند و به بررسي آثار و افکار و تاثيرات اين متفکران بزرگ جهان اسلام پرداختند.

آنچه در پي مي آيد گزارش اين همايش است.

ادامه نوشته

شماره جدید کتاب ماه فلسفه

شانزدهمین شماره كتاب ماه فلسفه، که به عنوان ماهنامه‌ای تخصصي در حوزه اطلاع‌رساني، بررسي و نقد آثار فلسفي از سوي موسسه فرهنگي «خانه كتاب» منتشر می‌شود شماره‌ی شانزدهم خود را روانه‌ی بازار نشر کرده است.

 اين شماره از كتاب ماه فلسفه که دارای بخش‌هایی چون «نشست»، «نقدِ نقد»، «زيست‌نامه»، «جستار»، «فارابي‌پژوه»، «گفت‌وگوي ماه»، «معرفي كتاب»، «يك كتاب در يك مقاله» ، «كتاب‌شناسي»، «نسخه‌شناسي»، «مقاله‌شناسي» و «پيشخوان» است بخش اعظمی از مطالب اصلی خود را به فارابی اختصاص داده است.

بررسي زندگي و انديشه‌ حكيم ابونصر فارابي، دورنمايي از زندگي و آثار ابونصر فارابي، گفت‌و‌گو با دكتر رضا داوري اردكاني درباره فارابي‌پژوهي، فيلسوف مؤسس، نقد قرائت رسمي و رايج از فارابي، فارابي به روايت اشكوري، فارابي‌پژوهان غير ايراني، نيم نگاهي به برخي از منابع كتاب‌شناسي حوزه فارابي‌پژوهي، تاثير فارابي در فلسفه ابن‌خلدون، آثار فارابي از منظر رشد، نسخه‌شناسي فارابي، مقاله‌شناسي فارابي و پيشخوان غربي، از موضوعات مطرح شده در اين شماره‌اند.

شانزدهمين شماره از كتاب ماه فلسفه به سردبيري علي اوجبي، همراه با لوح فشرده(CD) فهرست كتاب‌هاي منتشر شده دي 1378، در 120 صفحه و بهاي 12000 ريال روانه بازار نشر شده است.

بیان دکتر انواری از رابطه فلسفه اسلامی با اسلام


رابطه فلسفه اسلامي با اسلام

همانطور كه بيان گرديد، نمي توان به همان نحو كه قائل به وجود فقه اسلامي هستيم، از فلسفه اسلامي سخن 1بگوییم،چرا که به تعبیر دکتر دینانی فلسفه بی رحم است.................

ادامه نوشته

بانوی فیلسوف از نگاه دکتر اعوانی

بنده سرکار خانم يگانه شايگان را از حدود 30 سال پيش است که مي شناسم. در آن زمان ايشان گاهي به ايران و انجمن حکمت و فلسفه مي آمدند و همان زمان دانشجوي فلسفه دانشگاه هاروارد بودند و در قسمت اسلام شناسي و ايران شناسي دانشگاه هاروارد تحصيل مي کردند.

ايشان از همين دانشگاه فارغ التحصيل شدند و رساله دکتر ايشان هم مفهوم زمان در فلسفه اسلامي با ...............

ادامه نوشته

بانوی فیلسوف

استاد  فرهیخته و دانشمند ، بانوی ارسطو شناس معاصر، یگانه شایگان، از جمله  زنان  اندیشمند و پر تلاش این سرزمین  است که عمری  را با عشق و علاقه و دقت  در تحصیل و تحقیق  در حوزه فلسفه سپری نمود. فلسفه، نيازمند  روحیه و ذهن توانمندي است. او با نشاط و پر انرژی و با استعداد ویژه وتسلط شگرف وکم نظیر به زبان های فلسفی و زنده دنیا  مهارتی فوق العاده در درک صحیح و تحلیل وتفسیر متون فلسفی داشت. در تاریخ فلسفه  تا به امروز در میان اندیشمندان  غربی  کارشناسان  برجسته در فلسفه یونانی  و بویژه ارسطو شناسان متبحر فراوانی حضور داشته اند، جامعه ایرانی نیز  دانشمندانی فاضل و استاداني متخصص و پژوهشگران زبده در فلسفه اسلامی فراوان به خود دیده که یگانه شایگان نیز توفیق درک حضور و شاگردی برخی از آن بزرگان را داشته است، اما در این میان  ویژگی خاص او این بود که از سویی با فلسفه یونانی و به ویژه ارسطو آشنا بود و از سویی دیگر متخصص در فلسفه مشاء بوده و سالها از محضر استاداني نظير مارتا نوسباوم و محسن مهدی بهره‌ برده بود  و این امر  بینش عمیق و دقت نظری خاص  را برای وی در فهم و تفسیر  متون فلسفي فراهم آورده بود. در تعاطی بین فلسفه یونانی و فلسفه اسلامی  او با اشراف بر فلسفه ارسطو و فارابی رویکردی نو و بدیع  در تحلیل و تفسیر فلسفه اسلامی ارائه می‌داد. بحث از وجود و ماهيت، از مباحث بنیادی فلسفه مشایی است و تمایز هستي‌شناختي آنها  از ویژگی‌هاي بنیادی اين فلسفه چه يوناني و چه اسلامي محسوب می‌شود كه امروزه  در هیاهوی فلسفه های مدرن و معاصر مورد غفلت واقع شده است، اما شایگان  چه در منطق و یا مابعدالطبيعه و حتی هنگامي كه طبیعیات ارسطو و ابن‌سینا تدريس مي‌كرد،  همواره  مباحث خاص وجود را از احکام ماهیت تفکیک مي‌كرد و این امر را معیاري در بررسی متون مي‌دانستند. او در اینگونه درس گفتارها  همواره ریشه و زمینه بسیاری از آنچه را امروزه در فلسفه های معاصر مطرح است، می‌یافت. آشنايي من با ايشان در زماني رخ داد كه در حال نگارش رسالة دكتري خود در باب وجود نزد ارسطو و فارابي بودم. در اين مدت كه توانستم مباحثي از كتاب الحروف فارابي را با ايشان مطالعه كنم، دريافتم آگاهي از فلسفه و زبان يوناني، كه خانم شايگان به خوبي از آن بهره‌مند بود، تا چه اندازه مي تواند شناخت ما را از فلسفه فارابي ژرفتر سازد.  و در نهایت آنچه بیش از همه قابل توجه است و برای همیشه در یاد و خاطر دوستان و شاگردانش  باقی خواهد ماند چهره مهربان، شاد و با نشاط اوست كه با گشاده رویی، بی تكلف و بی ریا دانشجویان و علاقه مندان به فلسفه را چه در انجمن حکمت و چه در منزل شخصی صمیمانه به دور خود جمع می‌كرد، پر انرژی و مصمم به آموزش و ارائه آموخته‌هایش به شاگردان چنان اصرار داشت که شاید می‌دانست فرصت  اندكي دارد  و ما از آن بيخبر بوديم...

ویژگی های روش تدریس مطلوب منطق

باعرض خسته نباشید به همکاران !امتحان نوبت اول به پایان رسید و ارزیابی سوالات مدارس که دست کمی از تصحیح اوراق نداشت همچنان تانیمه بهمن ادامه یافت چرا فقط برخی از سوالات به عنوان منتخب بود ولی هیچ مدرسه ای تمام امتیاز را کسب نکرد.زحمت خواندن مقاله زیر رابه عهده عزیزان نهادیم تا......
ادامه نوشته

منطق قدیم و جدید در دیدگاه ضیا’ موحد

آیا دو منطق جدید وقدیم در پذیرش مسلمات با یکدیگر فرق دارند؟

مثال :آيا منطق جديد اجتماع نقيضين را محال مي داند؟
    منطق جديد هم اجتماع نقيضين را محال مي داند اما اينکه مسلمات ديگر چه هستند مسئله قابل بحثي است. در منطق جديد اصل موضوع و محمول کنار گذاشته مي شود. در منطق هاي چند ارزشي هم اصل دو ارزشي بودن کنار گذاشته مي شود.در منطق شهودي هم اصل امتناع ارتفاع نقيضين را کنار مي گذارند. در هر صورت در کنار منطق رسمي که در مسلمات اشتراک فراواني با منطق هاي قديم دارد منطق هاي ديگري هم داريم که البته اختلاف هاي بنيادي با منطق قديم دارد.
    منطق قديم تعريف شده به “آله قانونيه...” ولي از منطق جديد هيچ تعريفي مطرح نشد.
    اگر منطق جديد را منطق رياضي با تمام وسعتش بگيريم تعريفي از آن مي توان به دست داد. يعني بايد آن را با مصاديقش تعريف کنيم و مثلاگفت منطق رياضي شامل نظريه بازگشت )recursion(، نظريه برهان )proof(، نظريه مجموعه ها )set( و نظريه الگوها )model( است. تازه اين هم تمام نيست. اما اگر بخواهيم منطق جديد را در معناي محدود آن تعريف کنيم البته تعريف دقيقي دارد و آن اين است که بگوييم منطق عمل استلزامات است.
    در مورد تئوري هاي صدق در منطق قديم و جديد توضيح دهيد.
    در منطق قديم نظريه صدق همان نظريه مطابقات است يعني مطابقت خبر با واقع. اين تعريف از ارسطو است. در منطق جديد نظريه غالب نظريه صدق تارسکي است. اما اينکه اين نظريه نظريه مطابقت است يا نظريه هماهنگي )they coherence( اختلاف نظر وجود دارد. نظريه هاي ديگري هم داريم اما مهمترين آنها تا به امروز همين دونظريه است.
    چند درصد منطق از خود انسان گرفته شده و چند درصد بر انسان تحميل شده و چند درصد راه را آمده ايم و کي منطق جديد قديم مي شود؟
    دو سوال اخير مستلزم غيب گويي است که از من ساخته نيست. اما اينکه چند درصد از خود انسان گرفته شده است بايد بگويم در حدود صد درصد. براي مثال همين قواعد استنتاج که در “درآمدي به منطق جديد” (تاليف دکتر ضياء موحد) آمده به استنتاج طبيعي معروفند و منظور از طبيعي هم اين است که مردم واقعا همين قواعد را ناخودآگاه به کار مي برند. به نظر هم چنين مي رسد هرچند بعضي منطق دانان در مورد طبيعي بودن يکي دو تاي آنها حرف دارند و شکل آنها را عوض کرده اند. بنابراين در مجموع نمي توان گفت اين قواعد بر ما تحميل شده اند. آنهايي هم که در بعضي قواعد شک کرده اند در نهايت قاعده هاي خودشان را طبيعي تر مي دانند و البته معناي طبيعي تر اين است که به عمل ذهن نزديک ترند يعني به ما تحميل شده اند.
    در منطق جديد وقتي استدلال مي کنند انسان به يقين مي رسد ولي در منطق قديم به يقين نمي رسيم؟
    در منطق جديد چنانچه که مي دانيد استدلال ها را نخست به زبان صوري ترجمه مي کنيم و بعد با کاربرد قواعد مرحله به مرحله پيش مي رويم تا به نتيجه برسيم. اين کار که تمام جزئيات بر کاغذ ثبت مي شود مفيد يقين است. در منطق قديم قضيه به اين وضوح نيست. از اين گذشته استنتاج جزئي از کلي در هر حال درست مي دانند که استنتاجي نادرست است.
    در قياس هاي شرطي هم استنتاج ها در مواردي حتما نادرست است. من دليل آن را در مقاله قياس هاي شرطي ذکر کرده ام. اشتباه ديگري که ارسطو هم کرده تناقض دانستن ؟؟ است که منطق دانان ما فراوان از آن استفاده کرده اند و نتايج نادرست به دست آورده اند.
    براي تفصيل اين مطلب خوانندگان مي توانند به شماره اول مجله ارغنون به مقاله “تاريخ يک اشتباه” مراجعه کنند. 
     
     
    

کتاب منطق جدیدازدیدگاه منطق قدیم

قدیم از دیدگاه منطق جدید» ترجمه کرده که این اثر توسط انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شده است.
این استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص این کتاب به مهر گفت: کتاب ترجمه‌ای از اثر دکتر عادل فاخوری استاد فلسفه دانشگاه لبنان است. وی در خصوص کتاب افزود: این کتاب تلاشی در راستای منطق تطبیقی است که جای آن در زبان فارسی خالی بود. رویکرد فاخوری در این کتاب تطبیق دو علم منطق نیست یعنی اینگونه نیست که پیش‌فرض‌ها، اصول قضایا، روش‌ها و کاربردهای دو علم منطق را استخراج نموده و مقایسه کند بلکه ابزارهای منطق ریاضی را در خدمت گرفته تا مباحث عمده منطق قدیم را تحلیل و بازشناسی کند. مؤلف کتاب «هنر استلزام» در ادامه گفت: روش فاخوری را می‌توان به‌خوبی در تحلیل مباحثی چون شرطیه‌های مسوره، تلازم شرطیات، قضایای موجهه و نسب اربعه ملاحظه کرد. وی در پایان گفت: فاخوری در به کارگیری این روش تحت تاثیر نیکلاس رشر است اما اختلافاتی نیز با او دارد

دیالوگ کربن و هایدگر

هفتگی موسسه معرفت و پژوهش با سخنرانی بیژن عبدالکریمی برگزار می‌شود.

در ادامه سلسله‌نشست‌های پنج‌شنبه‌های موسسه معرفت و پژوهش این هفته موضوع «دیالوگ هایدگر و هانری کربن» بررسی می‌شود. تاثیرپذیر هانری کربن فیلسوف فرانسوی از مارتین هایدگر انکارناپذیر است و از سوی دیگر سهم او در شناساندن هایدگر به فرانسوی‌ها نیز بر کسی پوشیده نیست. چرا که کربن نخستین مترجم آثار مارتین هایدگر به فرانسوی است. اما آن‌چه کربن را متفکری جذاب‌تر می‌کند این است که شناخت ما ایرانیان از هایدگر نیز در آغاز و تا سال‌ها از فیلتر کربن می‌گذشت. بدین‌ترتیب هایدگری که در ایران معرفی می‌شد با عبور از منظر کربن و با شرح و بسط‌های فراوان همراه بود.

هانری کربن (۱۹۷۹-۱۹۰۳) فیلسوف، شرق‌شناس، ایران‌شناس و اسلام‌شناس و شیعه‌شناس فرانسوی و استاد دانشگاه سوربن پاریس بوده است. او بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه زندگی کرد. او همچنین از شاگردان فیلسوفان بزرگی همچون ادموند هوسرل، ارنست کاسیرر، امیل بریه، اتین ژیلسون و لویی ماسینیون بوده است. او استاد شیعه‌شناسی دانشگاه سوربن و مدیر بخش تحقیق در مدرسه عالی مطالعات سوربن و نیز مدیر بخش ایران‌شناسی انجمن ایران و فرانسه بوده‌است.

کربن در ایران به‌واسطه آشنایی‌اش با داریوش شایگان ملاقات‌هایی هم با علامه طباطبایی داشت که به همین دلیل شهرتی بیش از پیش در میان اهالی فلسفه پیدا کرد. وی مدت ۲۵ سال هر سال به ایران می‌آمد و با متفکرینی نظیر علامه طباطبایی، سید جلال‌الدین آشتیانی، مهدی الهی قمشه‌ای، سید کاظم عصار و سید حسین نصر به گفت‌وگو درباره فلسفه اسلامی و به‌خصوص حکمت صدرایی می‌پرداخت. به تشویق او سید جلال‌الدین آشتیانی اقدام به گردآوری، تصحیح و انتشار کتب فلسفی سده‌های اخیر ایران پرداخت. وی غرب را با سهروردی و ملاصدرا آشنا ساخت. به طوری که او را برجسته‌ترین مفسر غربی حکمت معنوی ایران و فلسفه اسلامی دانسته‌اند.

نشست این هفته موسسه معرفت و پژوهش با سخنرانی بیژن عبدالکریمی به موضوع «دیالوگ هایدگر و هانری کربن» اختصاص دارد که روز پنج‌شنبه 24 بهمن‌ماه، از ساعت 11 صبح در محل موسسه واقع در در تهران، میدان فلسطین، خیابان طالقانی غربی، خیابان شهید سرپرست شمالی، کوچه تبریز، پلاک19 برگزار می‌شود.

کد خبر:3536
تاریخ درج خبر:یکشنبه 20 بهمن 1387 -

قلبل توجه همکاران علاقمند به نقدو برسی آرا’ ادراکات اعتباری

درموسسه معرفت و پژوهش با سخنرانی سروش دباغ برگزار می‌شود.

در ادامه سلسله‌نشست‌های پنج‌شنبه‌های موسسه معرفت و پژوهش این هفته موضوع «مرحوم طباطبائی و مسئله هست و باید» بررسی می‌شود.

ارزش‌گذاری گزاره‌های اخلاقی چگونه صورت می‌پذیرد؟ چطور می‌توان معیار و ملاک صحت یا بطلان گزاره‌های اخلاقی را به دست آورد؟ یکی از نظریات مطرح در این زمینه، نظریه اعتباریات علامه طباطبایی است. این نظریه قصد دارد به نحوی مشکل هست و باید را حل کند و برای گزاره‌های اخلاقی معیار حق و باطلی را ارائه دهد. حاصل نظریه علامه طباطبایی این است که باید و نباید اخلاقی و حتی همه بایدها و نبایدها ضرورت‌های ادعایی و جعل‌ها و قراردادهایی مبتنی بر واقع هستند، یعنی انشای مبتنی بر واقع است.

شکی نیست که از لحاظ منطقی هیچ‌گاه نمی‌توان «باید» را از «هست» به دست آورد؛ مثلاً اگر در ذهن خود قیاسی ترتیب دهیم که همه مقدمات آن را «هست‌ها» تشکیل دهد، نمی‌توان از این مقدمات خبری، نتیجه‌ای انتشایی گرفت و حکمی را استنتاج کرد که شامل «باید و نباید» باشد اما این نکته منطقی که نمی‌توان از «هست» هیچ «بایدی» را استنتاج کرد، بدین‌معنا نیست که هیچ نوع رابطه‌ای بین «هست‌ها» و «باید‌ها» وجود ندارد.

تحلیل علامه طباطبایی از ادراکات اعتباری نه تنها جدایی و بیگانگی «هست‌ها» و «باید‌ها» را نفی می‌کند بلکه به روشنی ارتباط عمیق بین آنها را نشان می دهد. علامه طباطبایی نیز ارزش‌ها و باید‌ها و نباید‌های اخلاقی را از زمره «ادراکات اعتباری» می‌داند و آنها را از «ادراکات حقیقی» جدا می‌کند.

نشست این هفته موسسه معرفت و پژوهش با سخنرانی سروش دباغ به موضوع « مرحوم طباطبائی و مسئله هست و باید» اختصاص دارد که روز پنج‌شنبه 1 اسفند‌ماه، از ساعت 11 صبح در محل موسسه واقع در در تهران، میدان فلسطین، خیابان طالقانی غربی، خیابان شهید سرپرست شمالی، کوچه تبریز، پلاک 19 برگزار می‌شود.

کد خبر:3939
تاریخ درج خبر:سه شنبه 29 بهمن 1387 - 11:31:18

مباحثه علمی افروغ و دینانی پیرامون خواجه نصیر

دکتر افروغ به عنوان یک جامعه شناس زمانی که در مقابل دکتر دینانی نویسنده خواجه نصیر فیلسوف گفتگو قرار می گیرند باید بر سر موضوعات جالبی به بحث های چالشی برسندافروغ اینگونه شروع می کند چرا اشاعره غالب شدند و چرا حکمای اموی فلسفه را دوست نداشتندو دینانی طبق اعتقادات قلبی اش فقط از خواجه نصیر می گوید به عنوان مرد بزرگ تاریخ ایران که با کلام از فلسفه دفاع نمود و راه را بر یکه تازی اشعری بست.......
ادامه نوشته

علل عدم پیشرفت مطلوب در آموزش

دلسوختگان امرتعلیم وتربیت همواره بدنبال بهبود امورند واگر انتقادی نیز دارند از سر سوزی ریشه دار در پهنای وجدان انقلابی ملی و دینی شان است جناب احمد نجفی از دلسوزان شهر فلسفه قلم بر دست گرفته و این باراز .........می گوید 
ادامه نوشته

همایش سیرتفکرفلسفی در ایران باستان

تخصصی بررسی تاریخ فلسفه باستان

در پی‌برگزاری هم‌اندیشی و سمینارهای متعدد، هفته گذشته پنجمین نشست تخصصی «تاریخ فلسفه» به همت بنیاد حکمت اسلامی صدرا و با حضور رؤسای هیئت‌های چهارگانه علمی مرکز تدوین تاریخ جامع حکمت و فلسفه برگزار شد. در این نشست، جمعی از اساتید و پژوهشگران گروه‌های فلسفه و تاریخ‌ فلسفه، باستان‌شناسی، تاریخ و زبان‌شناسی دانشگاه‌های مطرح کشور شرکت داشتند.

این جلسه که با حضور سید‌محمد خامنه‌ای، ریاست مرکز تدوین تاریخ جامع حکمت و فلسفه تشکیل شد، با ارائه مقالات اساتید و بحث و گفت‌و‌گو در خصوص موضوعات مرتبط با طرح، ادامه یافت. «مغان و حکمت ایرانی در آثار ارسطو» عنوان سخنرانی مطرح شده توسط حسین کلباسی، دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی بود. آتوسا مؤمنی، عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی نیز در ادامه به ارائه مقاله تحقیقی خود با عنوان «سرآغازی برتشکیل حکومت‌های اولیه کوچ‌نشین در عیلام باستان» پرداخت.

پس از زمان آزاد بحث و گفت‌و‌گو که روش متداول جلسات علمی میان رشته‌ای در بنیاد حکمت اسلامی صدرا است، که در آن محققان رشته‌های گوناگون فرصتی جهت تبادل آراء‌ و اندیشه‌های خود خواهند داشت، حکمت‌الله ملاصالحی، عضو هئیت علمی دانشگاه تهران، با بحث تحقیقی خود پیرامون «خاستگاه‌های شرقی منطقه غربی تاریخ» به پنجمین نشست «سیر تفکر فلسفی در ایران باستان» پایان داد. به گفته رئیس مرکز تدوین تاریخ جامع حکمت و فلسفه، این نشست‌های علمی‌ـ‌ تحقیقاتی در آینده ادامه و مقالات مطرح شده، به صورت کتاب و مجله چاپ و منتشر خواهد شد.

گزارش همایش 1روزه تمایزهای منطق قدیم و جدید

در آذر ماه همایشی در دانشگاه علامه طباطبایی با محوریت منطق جدید با ارائه مقالاتی از اساتیدی همچون لطف الله نبوی -موسی اکرمی-حاج حسینی-ادیب سلطانی-انواری-ذکیانی -سعیدی مهر....
ادامه نوشته

رابطه مطنق جدید ومنطق قدیم

است از سخنرانی‌های این همایش که هر یک از اساتید به صورت خلاصه در پانزده دقیقه ارائه کردند:

پانل اول: شباهتها و تفاوتهای منطق قدیم و جدید
پانل اول همایش که قرار بود با سخنرانی ضیاء موحد افتتاح شود به دلیل آماده نبودن تخته با صحبت‌های سید محمد‌علی حجتی، استاد دانشگاه تربیت مدرس، درباره «بعضی شباهت‌ها و تفاوت‌های منطق قدیم و جدید» شروع شد. حجتی در سخنرانی خود به مشابهت‌هایی که در بعضی موارد بین منطق قدیم ارسطویی و منطق جدید وجود دارد پرداخت. این موارد عبارتند از: تحلیل دو جزئی قضیه در نظریه فخر رازی، اینکه مراد از موضوع ذات و افراد است و مراد از محمول صفت و مفاهیم، قول به چهار جزئی بودن قضیه که قابل مقایسه است با قول فرگه در کتاب مفهومنگاری، اینکه قول منسوب به ابن‌سینا درباره صیغه سوم شخص «یمشی» بیانگر حکمی نیست که تصدیقی را به همراه داشته باشد، و بالأخره بحث از عقد‌الوضع و عقد‌الحمل. حجتی در صحبت‌های خود سعی در بازگویی و مقایسه نظرات منطقیون مسلمان در موارد مذکور با آنچه در این باب امروزه در منطق جدید مطرح است داشت. نهایتاً به‌رغم شباهت‌هایی که در این موارد وجود دارد می‌توان گفت تحلیل منطق قدیم به نحوی با مؤلفه‌های زبانی آمیخته شده است و در تحلیل منطق جدید صرف نقش منطقی عبارات مورد نظر بوده است. به همین دلیل کارایی منطق جدید بیشتر است.

ابهام ساختار منطقی قضایا در منطق ارسطویی
«اگر کسی یادگیری منطق را با منطق قدیم شروع کند، دیگر منطق جدید را نمی‌فهمد». ضیاء موحد صحبت‌های خود را این نقل قول از پیتر هیج آغاز می‌کند و ادامه می‌دهد: «من بیست سال است در حال تجربه این ماجرا هستم. یادم هست که یکبار گروه منطق یکی از دانشگاه‌ها، به اصرار دانشجویان، مرا برای تدریس دعوت کرد، اما نتیجه آن فاجعه‌آمیز بود: عده‌ای که به کل از کلاس گریختند و چند نفری هم که نمره آوردند به اذعان خودشان فقط مطالب را حفظ کرده بودند». موحد بحث خود را درباره «ابهام ساختار منطقی قضایا در منطق ارسطویی» با بیانی شیرین و ذکر مثالی ساده (‌هر انسان حیوان است) ارائه داد و گفت: منطق موضوع- محمولی ارسطویی به جمله‌های زبان طبیعی ساختارهایی نسبت می‌دهد که خواص منطقی آن‌ها را دچار ابهام می‌کند و در نتیجه بصیرت‌های جالب اشخاصی همچون ابن‌سینا خود را در آن ساختارها نشان نمی‌دهد. 

منطق به روایت ویتگنشتاین
علی‌اکبر احمدی افرمجانی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی موضوع سخنرانی خود را به «منطق به روایت ویتگنشتاین» اختصاص داده بود. بررسی مفهوم، جایگاه و نسبت منطق با دیگر معارف از جمله مباحث بنیادی در فلسفه منطق است که در منطق‌پژوهی سنتی چندان مورد اعتنا نبوده و پاسخ مشخصی نیافته است. ویتگنشتاین در آثار خود، به‌ویژه تراکتاتوس و پژوهشهای فلسفی، در این باب سخنی دارد که تمامی آرای دیگرش را تحت تأثیر قرار داده است و اگر بخواهیم تأثیر آنچه او در باب ماهیت منطق گفته را در سنت تحلیلی فلسفه دنبال کنیم به اهمیت آن بیشتر پی می‌بریم. 

مبانی نظری منطق قدیم و جدید
پس از صحبت‌های احمدی افرمجانی، رضا رسولی شربیانی از دانشگاه امام خمینی کوشید تا مقایسه‌ای میان دو حوزه مهم منطقی یعنی رواقی‌- مگاری از طرفی و منطق جدید و نیز از طرف دیگر منطق ارسطویی صورت دهد. او سخنان خود را به سه بخش تقسیم کرد: در بخش اول به بررسی منطق شرطی (قضایا و قیاس‌های شرطی) از دیدگاه منطق رواقی‌- مگاری و مبانی نظری آن با توجه به دیدگاه تجربه‌گرایی آنان و همچنین نظر ارسطو و پیروان اسلامی او پرداخت. در بخش دوم به‌طور مختصر به منطق موجهات و زمان از دو دیدگاه و تبیین ریشه تاریخی و مبانی نظری هر یک پرداخت. و در بخش سوم ضمن اشاره مختصری به مبانی متافیزیکی دو حوزه مهم منطقی و مقایسه اشتراک آن‌ها دیدگاه خاص ابن‌سینا را بررسی کرد؛ طبق نظر اغلب محققین تاریخ منطق، نظام منطقی ابن‌سینا علی‌‌رغم شباهت ظاهری آن در بحث شرطیات با منطق رواقی‌- مگاری در اصل نظامی مستقل بوده و تأثیری از آن حوزه منطقی نگرفته است زیرا اساساً تفکر مشائی ابن‌سینا به تبعیت از ارسطو تفکری «ذات‌گرا» بود و این امر با تفکر «تجربه‌گرای» رواقیون چندان سنخیتی ندارد. لذا اصولاً ابن‌سینا نمی‌توانسته است منطق حملی را بر منطق شرطی استوار سازد. به بیان دیگر در اندیشه ذات‌گرایانه مشائیون مبنا قرار دادن گزاره‌های شرطی قابل قبول نیست، زیرا تفکر مشائیون تماماً بر بحث مقولات ارسطویی استوار است که در آن سخن از اندراج است نه تعلیق و شرط که مبنای منطق شرطی است.

منطق جدید

منطق جدید در برابر منطق صوری قرار دارد یا به موازات آن ویا دستاورد منطق ارسطویی است!

امروزه با این پرسش روبروییم آیا آموزش منطق صوری کارآمدی دارد؟چرالایپ نیتز که خود از طرفداران منطق ارسطویی است با دیدگاههای منطقی خود کمک به ابداع منطق جدید کرد و آیا منطق جدیددر راه بردن عقل به تمیز صحیح از ناصحیح موفق تر عمل می کند در این بخش به سراغ ریشه ها و راهبردهای منطق جدید می رویم و مقاله ها را تا رسیدن به نتیجه ادامه خواهیم داد از لایپ نیتز به عنوان اولین ها می توان شروع کرد یا در منطق دانان اسلامی ......ُ

ادامه نوشته