ضد روش
همچون بسیاری از هم دوره ای هایم در جنگ جهانی دوم مشمول شدم. این حادثه اندیشه ام را زیاد متأثر نکرد.[گرچه ] این جنگ برای من مایه رنجش بود، نه مسأله ای اخلاقی. قبل از جنگ مایل بودم به مطالعه اخترشناسی، بازیگری، و خوانندگی بپردازم و همزمان به این حرفه ها مشغول شوم. من آموزگاران ممتازی داشته ام. ( آدولف وُگِل معلم آوازم، که شهرت بین المللی داشت و برخی از خوانندگان برجستۀ اُپرا، نظیر نورمن بایلی را آموزش داد ). درست زمانی که بر برخی از مشکلات بزرگ صوتی و آوایی فائق آمده بودم، احضاریه سربازی ام را دریافت کردم. ( در این زمان من هجده سالم بود). چقدر ناجور و ناخوشایند. آخر چرا باید در بازی های جنگ گروهی آدم ابله شرکت کنم؟ چگونه می توانم از دست آن فرار کنم؟ جهدهای گوناگونم بی توفیق ماند و [بالاخره] سرباز وظیفه شدم. آموزش به افسران را درخواست کردم تا از تفنگ و فشنگ تا حد امکان دوری کنم. [ولی] جهد من تماماً قرین توفیق نبود. قبل از اینکه جنگ به پایان برسد، من ستوان بودم و [این در حالی بود که] من خود را در دل [ارتش] آلمان یافتم که به طرف لهستان و سپس آلمان شرقی عقب نشینی می کند، و نیز خود را در احاطه غیر نظامیان فراری، واحدهای پیاده نظام، تانکها و نیروهای کمکی لهستانی می دیدم که من بطور ناگهانی آنها را فرماندهی می کردم. ( وقتی اوضاع دشوار شد، افسران عالی رتبه سریعاً ناپدید شدند). هرج و مرج و آشفتگیِ رنگارنگی که سراسر آنجا را گرفته بود، در آن هنگام در نظرم همچون صحنه نمایشی پدیدار شد [بطوری که] حواسم پرت شد. یک گلوله به دست راستم اصابت کرد، گلوله دوم صورتم را خراشید و بالاخره گلوله سوم در ستون فقراتم فرو رفت و من، ناتوان از برخاستن، بر زمین افتادم، اما با این اندیشۀ شاد که " جنگ [دیگر] برای من پایان یافته، و اکنون دست کم می توانم به خوانندگی و کتابهای اخترشناسیِ محبوبم برگردم". بعدها من از مسائل اخلاقی آن دوران آگاه شدم و به نظرم می آید که این مسائل هنوز با ما هستند و زمانی بوجود می آیند که شخصی یا گروهی مفاهیم شخصی خود از یک زندگی خوب را عینی و واقعی می پندارد و سپس بر طبق آن عمل کند.- ر.ک وداع با عقل، صفحات 309 به بعد. توضیحات فوق تندی و خشونتِ گاه و بیگاه مرا در استدلالاتم روشن می کند. ( ترجمه از کتاب AGAINST METHOD و p 252)
کمتر تاریخ می خوانم اما تلخ ترین متن تاریخی در تمام عمرم خاطره سقوط اندلس است