بعداز اينكه وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) به مقام خلافت ظاهري رسيدند آن طوري كه در نهج‌البلاغه هست منطقه‌اي است به نام هيت مسئوليت آن منطقه را وجود مبارك حضرت امير به كميل داد امويان ريختند آنجا غارت كردند زدند بردند و كميل نتوانست اداره كند وجود مبارك حضرت امير نامه‌اي نوشت اين نامه در نامه‌هاي مكتوب نهج‌البلاغه است به كميل اعتراض كرد كه من همه امكانات را به تو دادم نتوانستي آنجا را اداره كني[2] خلاصه اعتراض حضرت امير اين است كه بعضي‌ها فقط به درد دعاي كميل مي‌خورند‍! اداره مملكت يعني اداره مملكت! اگر ما بشنويم فلان كارخانه كارگرها را بيرون كرده آن با نمازِ زيارت عاشوراي شما حل نمي‌شود حواستان جمع باشد و دامنگيرتان خواهد شد! كسي گرسنه بخوابد، فقير باشد، به زندان برود، هزاران چک برگشتي وجود داشته باشد اينها با دعاي كميل حل نمي‌شود! شما بررسي كنيد ببينيد چندتا چك برگشتي داريد، معلوم مي‌شود كه اقتصاد و دارايي نتوانست رسالتش را انجام بدهد.