دلیل قرآنی و عقلی بر رد نظر وهابیت مبنی بر کافی بودن کتاب خدا (قرآن کریم)
این ادعا که بگویند «کتاب خدا برای ما کافیست»، در اساس ضد توحید و نیز اهانت به حکمت الهی و ساحت مقدس ایشان است. گویا [العیاذ بالله] ایشان فقط یک پستچی بوده که مأموریت داشته کتابی را به دست ما برساند. لذا پس از دریافت دیگر نیازی به آورنده نیست و خودمان میدانیم که چه کنیم؟ از این رو خداوند متعال و حکیم در آیات بسیاری تصریح کرده است که پیامبر اعظم (ص) را برای تعلیم کتاب و نیز الگو قرار گرفتن برای شما فرستادم و پیامبر را نفرستادم مگر برای اطاعت.
«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا« (الاحزاب، 21)
ترجمه: قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مىكند.
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا» (النساء، 64)
ترجمه: و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهى از او اطاعت كنند و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مىآمدند و از خدا آمرزش مىخواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش مىكرد قطعا خدا را توبهپذير مهربان مىيافتند.
ج – اطاعت از الله جل جلاله و کلامش (قرآن) در اطاعت از ایشان متجلی می گردد:
بندگی و اطاعت از خداوند متعال نه شعر و شعار است و نه اوهام و خیال، تا هر کس هر طوری خواست انجام دهد انتظار هدایت و فلاح نیز داشته باشد. بلکه هم چنان که کلام و هدایت الهی در رسول و وحی تجلی بیرونی داشته است، عبادت و اطاعت از خدا نیز تجلی در اطاعت از ایشان و بالتبع اهل عصمت (ع) دارد. لذا مکرر فرمود که اطاعت او، اطاعت خداوند است و باید از او اطاعت کنید.
«قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ» (آلعمران، 32)
ترجمه: بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد.
«وَ مَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا * ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا» (النساء، 69 و 79)
ترجمه: و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى] با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند * اين تفضل از جانب خداست و خدا بس داناست (علم او کفایت دارد).
آیا وهابیت معتقد است که خداوند برای یک عده عرب در 1400 سال پیش، انسان کامل و اشرف مخلوقات را به عنوان هادی و الگو و رهبر فرستاد و مابقی را محروم نمود و هدایت سایرین منوط به اطاعت از یک مشت وهابی بیخرد، جاهل و عنود است؟ یا آن که بیان و عمل ایشان، سنت و سیرهی ایشان، علم و تعلیم ایشان، برای همگان و همیشه است؟
د - اگر در فهم قرآن اختلاف کردیم [که کردهایم] چه کنیم؟
همین که اختلافی پیش می آید، دال بر آن است که کتاب به تنهایی کافی نمیباشد. اما سؤال این است که به هنگام اختلاف چه کنیم؟ حکم را به وهابیها ارجاع دهیم یا به رسول خدا (ص)؟ خداوند متعال میفرماید که حتماً در اختلافات به ایشان مراجعه کنید و البته عقل نیز همین تصدیق را دارد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (النساء، 59)
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيكفرجامتر است.
نتیجه: پس آنان که مدعی کفایت کتاب خدا هستند، کافی است دست کم همین چند آیه را بخوانند که حتی حکم به ظاهر آیات نیز برای فهم ضرورت رجوع به رسول الله (ص) را کفایت مینماید. مگر این که با خدا، اسلام، پیامبر عظیمالشأن (ص) و قرآن کریم عنادی داشته باشند. که دارند.
«النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا» (الأحزاب، 6)
ترجمه: پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديكتر] است و همسرانش مادران ايشانند و خويشاوندان [طبق] كتاب خدا بعضى [نسبت] به بعضى اولويت دارند [و] بر مؤمنان و مهاجران [مقدمند] مگر آنكه بخواهيد به دوستان [مؤمن] خود [وصيتيا] احسانى كنيد و اين در كتاب [خدا] نگاشته شده است.
کمتر تاریخ می خوانم اما تلخ ترین متن تاریخی در تمام عمرم خاطره سقوط اندلس است